سيد جلال الدين آشتيانى

486

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

4 - نور حقيقى سه مرتبه دارد كه در كشف مستور اشتراك دارند : مرتبه اول : مشاركت آن با وجود مطلق است ، از اين جهت كه نور واحد بالذات است در مقام اصل ذات ، و تعدد و تكثر عارضى آن حقيقت مىباشد ، و باعتبار تكثرات و تعددات و تنزل از مقام صرافت سبب معرفت ماهيات معدومه مىگردد . مرتبهء دوم : مشاركت نور با علم مطلق است ، چون مبدا انكشاف ماهيت معدومه مىگردد و اين انكشاف قبل از انكشاف وجودى است و در مرتبهء علم ماهيات را منكشف مىنمايد . مرتبهء سوم : نور داراى مقام جمع بين ظهور و اظهار مىباشد . فرقى كه بين علم و نور است . علم منشأ تعدد معلومات است باعتبار تعلق آن بتعقل و ادراك صرف ولى وجود باعتبار قابليت عين معدوم منشأ ظهور معدوم مىگردد و نور مدرك نمىشود مگر در ظرف ظهور وجود و موجود . عدم متعلق در مقابل وجود بدون تعقل موجود نمىباشد و وجود محض ادراك نمىشود . پس مرتبهء عدم از حيث تعقل و لحاظ تقابل آن نسبت بوجود نظير مرآت حاكى از وجود است و موجود متعين بين اين دو طرف همان حقيقت عالم مثال است و ضياء ، صفت ذاتى موجود مثالى است ، لذا شيخ كبير « قونوى » در فكّ اسحاقى ، عالم مثال مطلق را امر و حقيقت بين عالم ارواح و عالم حس دانسته و گفته است : « و لذا كان العرش المحيط الذى هو اوّل الصوادر المحسوسة مقام الاستواء الرّحمانى » . * * * از براى عالم خيال دو مرتبه است : مرتبهء مطلق و مرتبهء مقيد خيال مقيد قوهء متخيلهء انسان است و حيوانات نيز اين مرتبه را واجدند . انسان در ادراكات خيالى متصل به خيال مطلق مىشود و حقايق را بواسطهء اتصال بعالم وسيع خيال كه لوح جميع حقايق است ادراك مىنمايد . ادراكات خيالى ، گاهى مطابق با واقع‌اند و گاهى تطابق بين دو عالم وجود ندارند . عدم تطابق ناشى از تصرفاتى است كه از